عيد غدير مبارک   

غدیر امد ومن خواب دیده ام دیشب
کسی سراغ من گوشه گیر می اید
کسی به کلبه حقیر ی ،به کلبه درویشی
به دیده بوسی غدیر می اید
شبیه چشمه کسی جاری تپنده ،کسی
شبیه اینه روشن ضمیر می اید
علی همیشه بزرگ است در تمام فصول
امیر عشق همیشه امیر می اید .
کجا شبیه این مرد گیر می اید
مگر ندیده ای ان اتفاق روشن را ؟؟
به این محله ،خبر چه دیر می اید .
امیر عشق همیشه امیر می اید ........

عید غدیر رو به همه شیعیان جهان بالاخص حضرت ولی عصر روحی فداه  تبریک و تهنیت عرض میکنم

لینک
شنبه ۸ دی ،۱۳۸٦ - فاطمه مهدوی

   کلام اخر   

كسي به درستي نمي داند كه منجي وعده داده شده در اديان مختلف چه زماني ظهور خواهد كرد و كسي نمي داند كه آيا جهان آشفته و رو به ويراني نهاده امروز همان جهاني است كه پيامبران در آستانه آمدن منجي پيش بيني اش كرده اند ياخير. نشانه شناسي ظهور منجي، تبحري است كه در حد توان و دانش هر كسي نيست، اما آنچه كه مسلم مي نمايد اين است كه او بالاخره خواهد آمد. او كه نامش يا مهدي است يا سوشيانس يا مسيح يا ماشيح. در هر صورت فرقي هم نمي كند كه او چه نامي داشته باشد. چيزي كه هست و واقعيت دارد اين است كه او خواهد آمد. در آن هنگام ديگر هيچ تازيانه اي بر گرده هيچ مظلومي رد خون بر جاي نخواهد گذاشت و مفهوم جنگ، كينه توزي، گرسنگي، فقر ، رذالت و پستي از فرهنگ مفاهيم بشري رخت بر خواهد بست . او سفره هاي پر از نان، آسماني پر بركت و دنيايي سرشار از عدالت را با خود به همراه مي آورد تا بشر از پس چندين هزار قرن مرارت و رنج به آسودگي برسد

منابع:

مهدویت در ادیان

منجی در ادیان

مهدويت در اديان الهي

مقالات

ماشیح، منجی یهود؛ به روایت تلمود

خبرگزاری آینده روشن

لینک
چهارشنبه ٧ آذر ،۱۳۸٦ - فاطمه مهدوی

   گفتگو با آرش آبایی، محقق و دین پژوه کلیمی   

مهندس آرش آبایی، محقق و دین پژوه کلیمی، در گفتگو با خبرگزاری آینده روشن، چگونگی و ویژگیهای موعود باوری یهود را تبیین کرد.
آرش آبايي، متولد 1350، فوق ليسانس مهندسي عمران از دانشگاه‌هاي خواجه نصير و امير كبير، حدود 20 سال است كه فعاليت مذهبي دارد، وی هم اکنون پيشنماز كنيسه و قاري تورات و سخنران دینی در مناسبتهای مذهبی کلیمیان است. آبایی همچنین معلم تعليمات ديني يهود در دبيرستانهاي كليمي. و تدوينگر نهايي سري جديد كتابهاي تعليم ديني يهود در دبيرستان، نیز بوده است و عضو گروه بازنگري و آماده‌سازي فرهنگ فارسي به عبري سليمان حييم مي‌باشد. وی حدود 7 سال مسوول امور فرهنگي انجمن كليميان تهران و سر دبير نشريه افق بينا ( ارگان انجمن كليميان تهران) بوده است. آبایی اگرچه اکنون مسوولیتی در انجمن كليميان ندارد اما همچنان از فعالان مذهبي و اجتماعي کلیمیان ایران است و در اكثر همايشهاي گفتگوي اديان، ارائه کننده مقاله و سخنرانی و یا عضو شركت كننده است. وی در همايشهايي هم در خارج از كشور مثل كشورهاي سوئد، روسيه و آلمان به عنوان نماينده ايران شركت داشته است. همچنين از درون جامعه كليمي با برخي نشريات نيز به صورت ارائه مقاله و يا مصاحبه و نيز در ويراستاري برخي كتابها كه در زمينه يهود است، همکاری داشته است. آنچه می خوانید بخش اول گفتگویی است که خبرگزاری آینده روشن با این دین پژوه کلیمی انجام داده است.

آینده روشن: به نظر میرسد میان موعود باوری در یهود و ايده برگزیدگی قوم بنی اسرائیل پیوندی خاص وجود دارد. دیدگاه شما در خصوص آموزه برگزیدگی این قوم و ارتباط آن با موعود باوری در یهود چیست؟

وقتي از يهود سوال مي شود بايد روشن كنيم كه از كدام يهود سوال ميكنيم؟ از يهود كلاسيك توراتي و تلمودي (سابقه تورات 3300 سال است و سابقه تلمود نهايي 1500 سال پيش است كه در آن زمان يهود در مقابل جهان كفر بوده است) يا يهود امروزي يعني يهود پانصد سال يا هزار سال پيش تا كنون؟ هر سوالي كه مي شود بايد اين مساله روشن شود كه از كدام يك از اين دو مرحله سوال مي شود. در مورد برگزيدگي هم همانند ديگر سوالات همين قضيه وجود دارد. طبق متن صريح تورات و كتب انبياي يهود و تلمود، قوم يهود برگزيده است زيرا كه در آن زمان تنها قوم خدا پرست و يا حداقل تنها قوم داراي شريعت مدون خدايي بوده است. ( با توجه به اين نكته كه دين زرتشت براي يهود كلاسيك شناخته شده نيست و حتي اگر بگوييم زرتشت از نظر تاريخي مقدم بوده است، ذكري از آنها به ميان نيامده است يا به زعم يهود آن زمان موحد شمرده نشده اند.) بنابر اين در آن وقت يهود بوده و جهاني از كفر لذا اعتقاد به برگزیدگی كاملا منطقي بوده است. اما مسلم است كه بعد از پديد آمدن اسلام و مسيحيت، (هرچند كه يهود شايد موضع ديگري نسبت به آنها داشت) چون اينها موحد بودند، اين برگزيدگي كم رنگ شد و آن شكل خود را از دست داد ولي معناي ديگري از برگزيدگي كه در خود تورات به صراحت ذكر شده و امروز هم كساني كه همچنان ادعاي برگزيدگي يهود را دارند مي توانند به آن استناد كنند ، اين است: خداوند در تورات (خطاب به بني اسرائيل) مي گويد : شما «مملخت كهنيم » هستيد . مملخت كهنيم يعني مملكت كاهنان. در يهود يك تيره اي داريم مانند سادات در اسلام كه اينها سبط لاوي هستند و گروهي از آنها كه از نسل حضرت هارون هستند ، كاهن يا كهن خوانده مي شوند و در زمان آبادي بيت المقدس اين گروه تنها عهده داران مراسم رسمي عبادت و تقديم قرباني بودند، يعني واسطه اي بودند ميان بني اسراييل و خدا. كاهنها گروهي هستند ( البته در زمان كنوني كاهنها هستند اما وظايفشان ديگر مانند آن زمان وجود ندارد) كه يهودي هستند اما يهودياني برگزيده از ميان بهوديهاي ديگر كه به خاطر اصل و نسبشان انتخاب شدند كه مراسم عبادي و قرباني ها را انجام بدهند. به طور مثال صحن بيت المقدس از نظر قداست درجه بندي شده بود مكاني وجود داشت كه همه مي توانستند به آن وارد شوند و در يك مكاني زنها نمي توانستند وارد شوند و در مكاني ديگر فقط سبط لاوي مي توانستند وارد شوند و يك قدس الاقداسي داشتند كه همان نقطه مركزي بيت المقدس بود و فقط كاهن اعظم يهود سالي يكبار مي توانست در آنجا ساعاتي را وارد شود و مراسم را اجرا كند. وقتي در تورات مي گويد شما مملكت كاهنان هستيد ، اين موضع را نسبت به جهان اعلام مي كند يعني ميگويد نسبت شما به جهان همانند نسبت كاهن است به ساير يهوديان. پس برگزيدگي شما نسبت به جهانيان به اين صورت است كه قرار بوده شما مراسم عبادي را به نيابت از ساير اقوام جهان انجام بدهيد يعني شما نسلي از انسانها هستید كه به دليل سابقه يا هر چيز ديگري براي انجام مراسم عبادي برگزيده شده اید. در مناسک یهود نیز سمبلی از این جریان وجود دارد در يكي از اعياد یهود كه جشن سكوت يا عيد سايبان ها نام دارد و هشت روز است، در روز آخر هفتاد گاو يا گوسفند به نشانه هفتاد قوم جهان قرباني ميشود نه فقط براي يهوديها ، بلکه يهوديها قرباني مي بردند براي كل مردم جهان، جهانياني كه شايد اصلا اطلاعي نداشتند كه يهوديان چه كساني هستند و يا چه مي كنند. اين تعبير ديگري است از برگزيدگي قوم يهود هر چند كه نظر نهايي نيست و چه بسا كساني سر سختانه به همان معاني اوليه برگزيدگي معتقد باشند و گروهي ديگر اين مساله را تمام شده و متعلق به زمان گذشته بدانند.

آینده روشن: برخی بر این باورند که یهودیان چون از طرفی خود را برگزیده می دانستند و از طرفی در طول تاریخ وعده های الهی در مورد این قوم برگزیده تحقق نیافت، کم کم بر اندیشه موعود و ماشیح متمرکز شدند. آیا تبیین اینچنینی از موعود باوری یهود به نظر شما صحیح است؟

اين مساله هم به تفاسير مختلف برمي گردد. آن چيزي كه در متن مقدس صراحتي در مورد آن نباشد، تفسير بردار است و تفسير هم بر اساس عقايد و احساسات انسانها انجام مي شود. عده اي بر اين باورند كه لفظ ماشيح و اشاره به او از ابتداي آفرينش جهان بوده است. هر چند در خود تورات كلمه ماشيح ذكر نشده ولي به استناد آيات اوليه تورات، در هفت روز آفرينش جهان، در يكي از اين روزها و مراحل آفرينش گفته شده است كه روح خداوند بر سطح آبها پرواز مي كرد واين روح خداوند را اولين اشاره دانسته اند بر روح ماشيح و منجي كه از ابتدا قرار بوده است بيايد . استناد ديگر به تورات سخني است از حضرت يعقوب كه در هنگام فوت فرزندان را جمع مي كند و مي گويد تركه تاديب از يهودا (يعني نسل يهودا يا همان يهوديان) دور نخواهد شد تا اينكه منجي از او ظهور كند و ملتها از او اطاعت كنند . يعني حضرت يعقوب در شرايطي كه هنوز توراتي نيامده است و بدان صورت قوم يهودي تشكيل نشده پيشبيني ميكند كه كسي مي آيد كه همه از او اطاعت مي كنند. مي بينيم كه ريشه ها را مي شود در اينجا پيدا كرد . حضرت يوسف هميشه بشارت مي داده است ( اسارت بني اسراييل در مصر شايد در پايان دوران يوسف بوده و يا اينكه ايشان پيش بيني مي كرده) و مي گويد كسي خواهد آمد كه نشان مي دهد خداوند شما را مورد تفقد قرار مي دهد . يعني همانطور كه شما اشاره كرديد ، هميشه به دنبال اين بوده اند كه بگويند رنج با ظهور منجي پايان مي يابد و تمام مي شود.

اما به طور صريحتر كلمه مسيح يا ماشيح (لفظ مسيح، همان معرب لفظ ماشيح عبري است) را در كتب انبياي يهود اشعيا، ارميا، ميخا و زكريا مي بينيم كه در آنجا اشاره به موعود كرده اند كه مي آيد و صلح را برقرار مي كند. اين آيات معروف است كه گرگ با بره خواهد خوابيد و نيزه ها و شمشيرها به قيچي باغباني و گاو آهن تبديل مي شوند و اينها به صراحت در كتاب مقدس يعني كتب انبياي يهود و بعد از تورات آمده است. در برخی قسمتهای این کتابها هم نسبت فردي به او داده اند و مثلا كوروش را در كتاب اشعياي نبي، مسيح خداوند ذكر مي كند . چون كورش كسي بود كه اولين تبعيد بني اسراييل را پايان داد و بعد از اينكه آنها به ايران باستان پناهنده شدند، كورش، آشوريها را شكست داده و سرزمین اسرائيل را تسخير كرده و به يهوديها اجازه مي دهد برگزدند و براي دومين بار معبد بيت المقدس را بنا كنند . و همين كار او باعث شده كه او در يهود يك نجات دهنده تلقي شود و به او لقب مسيح يا ماشيح داده شده است. بنابر اين ايده ها از ابتدا وجود داشته است و در جاهايي هم به صراحت گفته شده ولي بعد از تبعيد نهايي يهود است که در تلمود به صورت مفصل در مورد ماشيح صحبت شده است. شرايط ظهور او، اينكه او كه هست و چه خواهد كرد ، همه اينها در تلمود كه 1500 سال پيش تدوين شده آمده است. بعد از تلمود بر حسب نوساناتي كه در تاريخ يهود بوده است گرايش به اين باور گاهي زيادتر و گاهي كمتر شده است و تقريبا مي شود گفت با رفاه و امنيت يهوديان نسبت عكس داشته است. هر جا رفاه و امنيت كم شده است آنها بيشتر به دنبال منجي بوده اند و هر جا رفاهشان بيشتر شده است اين مساله كم رنگ شده است. به طور مشخص در حدود سال 132 ميلادي يكي از يهوديان شجاع به نام بركوخبا كه يك سردار نظامي بوده است، گروهي را جمع مي كند و برابر رومي ها شورش مي كند ( رومي هايي كه اسرائيل را تسخير كرده بودند و يهوديان را از آنجا تبعيد كرده بودند). اين فرد با ايده بازگشت به دوران كتاب مقدس و شكست دادن دشمنان خدا قيام مي كند و برابر رومي ها شورش مي كند و اتفاقا يكي از بزرگترين عالمان تلمودي به نام ربي عقيوا تمام شاگردانش را به عنوان سپاهيان او مي فرستد و باور داشته است كه او همان مسيح موعود است. البته بركوخبا شكست مي خورد و اكثر شاگردان و طلاب مذهبي مكتب او كشته مي شوند. اين جريان يك مثال است و در تاریخ یهود بارها تكرار شده است.

آینده روشن: هم اکنون در میان کلیمیان چه اعتقاداتی در مورد برگزیدگی و موعود باوری وجود دارد؟

وضعيت فعلی را بايد بر حسب ميزان پايبندي گروههاي يهودي به باورهاي يهودي دسته بندي كنيم. در جوامع سنتي (يا اكثرا سفارادي ) همه چيز سنتي است و عقايد دسته بندي نمي شود. در اينچنين جوامعي مثل جامعه ايراني اگر سوال كنيد كه شما چه جور يهودي هستيد؟ جواب اين است كه ما يهودي هستيم و همه خودشان را از نظر گروهبندي يكي مي دانند. اما در جوامع غربي كه گرايش خاصي به دسته بندي و قراردادن هر چيزي در جاي خود هست، همين يهوديها وارد طبقه بندي مي شوند. از يهوديان ارتودوكس و بسيار پايبند به احكام و قوانين ديني گرفته تا يهوديان ميانه رو تر و محافظه كار و تا گروههاي نو گراي امروزي يعني يهوديان رفرميست (يهودياني كه حتي حاضر شدند ساختارهاي كهنه عقايد يهود را بشكنند و چيز جديدي از آن در آورند). به همين نسبت نگاهشان به ماشيح و موعود در يهود تفاوت دارد. اگر بخواهم تقسيم كنم بايد بگويم سنتي ترين و معمولي ترين اعتقاد همين است كه موعود به صورتي معجزه وار ظهور خواهد كرد و يك دنياي كاملا تخيلي و يك اتوپيا را به بار خواهد آورد و مشخصا هدف اصلي او يهوديان خواهد بود که از اين اسارت و پراكندگي جهاني به زعم خود رها مي شوند و به بيت المقدس بر خواهند گشت و در آنجا حكومتي تشكيل خواهند داد و آداب و رسوم اوليه عبادت كه در تلمود ذكر شده دوباره احيا خواهد شد. در مرحله بعد و در درجه دوم تمام جهانيان خداوند را خواهند شناخت و اختلاف عقيده در مورد خدا در ميان آنها از بين مي رود. البته عده اي عقيده دارند جهانيان به يهوديت گرايش پيدا مي كنند حال از اين گرايش يا تغيير دين، یا احترام گذاشتن و علاقمندي به آن و يا حداقل عدم مخالفت با آن تعبير مي شود.

اكثر عقايد سنتی بر اين است كه وقتي ماشيح بيايد ما دنياي بهشتي خواهيم داشت، تابلويي تخيلي و بسيار زيبا و در افراطي ترين نگاه. در آن زمان توبه هم معنايي نخواهد داشت چون گناهي نيست كه توبه اي باشد و حتي مردم نيازي به كار هم نخواهند داشت چون كار مجازاتي است كه خدا براي آدم اول قرار داده و با آمدن ماشيح انسان به همان باغ عدن اوليه بر مي گردد. اين سنتي ترين اعتقاد است به طوري كه در نمازهاي سه گانه يهود هم بندي به طور مشخص به دعا براي ظهور ماشيح اختصاص پيدا كرده است. در ساير گروهها ي يهودي شاهديم كه هر قدر گروههاي يهودي از اين سنتهاي تلمودي دور شده اند وبه عقل گرايي روي آورند، اين اعتقادات نيز تغيير کرده است. مثلا "هارمبام" يا "موسي بن ميمون" كه از فلاسفه بزرگ يهودي است و فردي عقل گرا بوده است و اتفاقا همين فرد بوده است كه اعتقاد به ماشيح را وارد سيزده اصل ايمان يهود كرده است(اصل دوازدهم از اصول سيزده گانه يهود اعتقاد به ظهور ماشيح است) او اعتقاد دارد وقتي ماشيح بيايد دنيا روال عادي خو د را دارد و از يك نگاه معجزه وار به يك باور روز مره مي رسد. ماشيح فردي است كاملا عادي از نظر جسماني و شخصيتي( نه از لحاظ علمي و معنوي كه او را بسيار والا مي دانند) او ظهور خواهد كرد و مصلح دنيا خواهد بود و جهان به آرمانهايش نزديكتر مي شود و اين فرد مثل تمام انسانهاي ديگر مي ميرد و فرزندان او جانشينش مي شوند و هيچ اتفاق معجزه واري نمي افتد. مي بينيم كه اين نگاه بسيار عقل گرا ست. گروهاي ديگري نیز هستند مثل عارفان يهود كه اعتقادشان بيشتر به اين سمت معطوف مي شود كه ما بايد سعي كنيم خودمان، ماشيح شويم . يعني ما بايد از نظر شخصيتي خود را به ماشيح نزديك كنيم و اين سعی ماست که ماشيح را خواهد آورد دیدگاه یهود در مورد شخص منجی و ویژگیهای او چیست؟ اعتقاد كلي يهود بر اين است كه ماشيح فردي است كه در هر دوره اي وجود دارد و قابليت مسيح شدن را دارد و اگر شرايط كه عموما از آن به توبه جامعه يهودي تعبير مي شود، محقق شود او اعلام موجوديت ميكند و خداوند ماشيح بودن را به او اعلام مي كند و اگر شرايط آماده نباشد كس ديگري كه او هم در زمان خود لايقترين فرد است مستعد اين مساله است و بالطبع نظرها بيشتر به سوي مراجع مذهبي يا عالمترين فرد است. اين معمول بوده كه وقتي يكي از عالمان يهود فوت مي كرده است چه بسا مردم با تاسف مي گفتند كه اگر شرايط مهيا ميشد، او ماشيح مي بود و اين قضيه تا آنجا پيش رفت كه گروهي فكري از يهود به نام حسيديم ها كه به تعبير خودشان پارسايان و زهاد يهود هستند و به اجراي احكام توجه بيشتري دارند، در اين دوران اخير رسما اعلام كردند كه رهبر ديني شان همان ماشيح است. آن رهبر اعلام كرده بود كه دوران تبعيد دارد تمام مي شود و ما وارد دوران مسيحايي مي شويم و اين تعبير شد كه پس خود او مسيح است و علي رغم اين كه او چند سال پيش فوت كرد هم چنان پيروانش عقيده دارند كه اين مرگ ظاهري است و روزي او دوباره قيام مي كند و بني اسرائيل را نجات مي دهد. برخی ديگر نيز مثل يهوديت مدرن و رفرم ها و برخي از صهيمونيست ها، ساختار را شكسته و اصلا عقيده شخص ماشيح را كنار گذاشتند و بر این باورند که نيازي به انتظار او نيست. جايگزين اين باور در اعتقاد آنها دوران مسيحايي است يعني ما به جاي منتظر بودن شخص مسيح منتظر دوران هستيم و اين دورا ن هم از طريق اعمال خودمان به دست مي آيد يعني وقتي گروهي تلاش كنند و فضاي بهتري را درست كنند ما به آن هدف كه دوران مسيحايي است نه شخص مسيح نزديك مي شويم. حتي يهوديت سكولار يعني يهوديت كاملا غير مذهبي هم مثل كارل ماركس كه اصلا كمونيست شدند و احكام و شرايع يهود را به طور كامل كنار گذاشتند، اين ها هم حتي معتقد بودند كه مي شود رسوم و سنتهاي ديني را به طور كامل از يهود گرفت اما اعتقاد و اميد به مسيح و ماشيح و منجي هم چنان در يهود باقي خواهد ماند. يعني حتي آنها هم به مسيح اعتقاد داشتند ولي راههاي رسيدن فرق دارد. يهوديان سنتي معتقد به لزوم پايبندي اجراي دقيق تر احكام و اخلاقيات يهود هستند براي ظهور ماشيح. اما يهوديان سكولار و مدرن از تلاش مذهبي بيرون مي آيند و به سوي تلاش اجتماعي مي روند. با این تفاوت که اين تلاش اجتماعي را يهوديان رفرم به صورت نيكوكاري و كارهاي خيريه و نظم بخشيدن به جامعه و جهان مي دانند و يهوديان سياسي يا صهيونيستهاي سياسي آن را به جو سياسي مي برند يعني می گویند ما با اقدامات خود براي تصرف سرزميني موعود و پابرجا كردن دولت سياسي به همان دوران طلايي خواهيم رسيد. اينها تقريبا طيفي از عقايد و باورهاي يهوديان بود در مورد منجي.

اندیشه موعود باوری به لحاظ حساسیت موضوع همواره درگیر آسیبهایی بوده است. همچنان که شما هم اشاره فرمودید در تاریخ یهود و به طور خاص با تلقی سنتی از این آموزه ، این آسیبها وجود داشته است. در این باره بیشتر توضیح دهید.

بزرگترين موردي كه البته نمي توان آن را به عنوان آسيب ياد كرد ولي نكته اي است كه يهود را در برابر انديشه ماشيح محافظه كارتر كرد، ظهور حضرت عيسي بود. اين قضيه نقطه اختلاف ميان يهوديت و مسيحيت است. يعني وعده هايي كه در كتابهاي پيامبران بني اسرائيل در مورد ظهور منجي آمده بود باعث شد به هنگام ظهور عيسي مسيح، خيلي ها به اين باور رسيدند كه اين همان منجي موعود يهود است و از همين جا نقطه اختلاف يهوديت و مسيحيت آغاز شد و اتفاقا همين افتراق و اينكه يهوديان آن انتظاراتي كه از مسيح موعود داشتند را در مسيحيت نديدند، باعث شد كه يهوديان بيشتر مراقب اوضاع باشند. قبلا گفتيم كه در قضيه بركوخبا در سال 130 ميلادي، يهوديان فريب خوردند و از احساسات آنها سوءاستفاده شد و بعد از اين هم برخی مدعيان دروغين مسيح بودن وجود داشته اند كه با باور مردم مواجه شدند ولي معمولا آنقدر ها فراگير نبوده است. يعني بعد از آن اتفاقات اوليه حضرت عيسي و بركوخبا اگر هم كسي اين ادعا را كرده است، آنقدرها موفق نبوده است. ولي بر اساس اطلاعي كه من دارم امروزه برخي گروههاي افراطي يهودي كه معتقد به دوران بهشتي زمان ماشيح هستند، يعني مي گويند در آن دوران انسان به دوران قبل از حضرت آدم برمي گردد و نيازي به كار ندارد و بهشتي مي شود، سوء استفاده هايي كرده اند. بخش عظيمي از طلاب يشيواهاي يهودي چه در اسرائيل و چه در اروپا و آمريكا معتقد هستند كه ماشيح تا چند روز ديگر ظهور مي كند و ما اصلا نه نياز به ساخت و ساز داريم و نه اصلا به كار نيازي هست. اين افكار گروهي از جامعه را تحت تاثير قرار داده و اينگونه فكر مي كنند و هر واقعه اي را به نشانه نزديكي دوران ظهور نسبت مي دهند. من يادم هست كه در دوران جنگ خليج فارس مي گفتند اين همان نشانه هايي است كه در تورات ذكر شده است. اين گونه سوء استفاده ها جزء آسيبهاي اين باور است.

ویژگیهای اندیشه موعود در دین یهود و تفاوت آن با سایر ادیان چیست؟ اين مسلم است كه اصل انديشه منجي و موعود باوري در اكثر اديان وجود دارد. اما تفاوت عمده اي در يهود نسبت به ساير اديان وجود دارد. آن تفاوت این است كه تقريبا هيچ ديني وابستگي تاريخي و مكاني به نقطه خاصي ندارد . اديان ديگر مثل اسلام ، مسيحيت و زرتشت و.....آزادانه در فضاي زماني و مكاني جهان پيش مي روند ولي دين يهود يك خصوصيتي دارد كه تقريبا در هيچ دين ديگري نيست و آن وابستگي زماني و مكاني است. اين دين از لحاظ مكاني به شدت به سرزمین اسرائيل و بيت المقدس وابسته است و از لحاظ زماني هم به همان دوران حضور در اسرائيل و حكومت در آن وابسته است. در ساير اديان اينگونه نيست كه آنها چيزي را از دست داده باشند كه نياز به بازگشت به آن داشته باشند، شما به عنوان يك فرد مسلمان در هر نقطه اي از جهان كه باشيد پيش مي رويد ولي يهود خودش را در تبعيد مي داند. تبعيدي دو هزارساله كه در اين دو هزارسال هر روز سه بار دعا مي كند كه به آن دوران طلایی برگردد. اين مساله نقطه اصلي اعتقادات يهود است . يهود اگر همه شرعيات را هم كنار بگذارد اين باور را نمي تواند كنار بگذارد. ريشه اميد به آمدن یک منجي كه آن دوران را بازسازي كند، با اصل يهوديت عجين شده است و يهودي كه به اين اصل معتقد نباشد يهودي نيست. از اين روست كه ايمان به ماشيح يا حداقل در نظر داشتن ماشيح يك عنصر يهوديست.

مطابق آموزه‌های یهود ماشیح به هنگام ظهور چه برخوردی با پیروان سایر ادیان خواهد داشت؟ دوران ظهور ماشیح با آزادي هاي مذهبي همراه است یا يا مبارزه وجنگ؟

در اين باره عقايد مختلف است چون همانطور كه قبلا گفتم در هر جايي كه متن دين صريح نباشد تفاوت در تفسير هست . برخي بر اساس متني كه در تلمود هم هست كه "خوشا به حال چشمي كه آن دوران را مي بيند و بدا به حال آن كسي كه آن دوران را مي بيند" معتقدند كه آن زمان هم آنقدر قضايا فجيع است که شاهد آن زنج می کشد و هم آنقدر بعدش خوب مي شود كه براي كسي كه آن دوران را ميبيند چنين تعبيري شده است. اينها معتقدند كه ظهور ماشيح با بروز جنگهاي سخت جهاني همراه خواهد بود و سپس ماشيح خواهد آمد و خون و خونريزي را لازمه آمدن آن دوران مي دانند. و برخي لازمه ظهور را ظلم فراگير مي دانند و حتي مي گويند چون قرار است ظهور ماشيح از طريق توبه يهود صورت بگيرد ، اگر مردم يهود خودشان توبه نكنند، خداوند آنها را مجبور به توبه خواهد كرد و اين امر با گماردن يك حاكم ستمگر بر آنها خواهد بود. اين يك نوع از ديدگاههاست و در مقابل برخي اين نوع باورها را خلاف عقل ميدانند و مي گويند اگر ما قرار است به يك نقطه روشني برسيم چه لزومي دارد كه براي اين رسيدن حتما فضا را تاريك كنيم. آنچه عقلاني است، اين است كه ما ذره ذره و كم كم روشن و روشن تر شويم تا به آن نقطه نهايي نور برسيم. در مورد شخص ماشيح هم اشاره شد كه نظر افراطي بر اين است كه شخص ماشيح يهودي است و براي قوم يهود مي آيد و هدف اوليه او بني اسرائيل و قوم يهود و اورشليم است و بقيه مردم هم وقتي اين واقعيت را مي بينند ايمان مي آورند حال اين ايمان از نوع ايمان يهودي است يا از نوع ايمان موحدانه است. ولي آنچه كه بيشتر مورد قبول است اين است كه در آن روز همه مردم خداوند را يكسان مي پرستند و حتي طبق كتاب مقدس، حتي در پرستش خدا اختلاف اسمي هم ندارند و همه خدا را با يك نام مي پرستند.

با توضیحاتی که در مورد پیوند اندیشه منجی و سرزمین موعود فرمودید، بالطبع این سوال پیش می آید که حکومت فعلی اسرائیل و رویکرد صهیونیست ها چه ارتباطی با موعود گرایی در یهود دارد؟ در این خصوص توضیح بفرمایید.
يهود هر زمان كه حكومت داشته حكومت ديني بوده است. و در بسياري موارد سياست و دين در تاریخ یهود يكي بوده است. اما مشكل اصلي كه همواره در تاريخ يهود وجو د داشته است دو چيز بوده است: يكي عامل مكاني كه همان سرزمین اسرائيل است كه هم از نظر مساحتي كوچك بوده و هم در موقعيتي بوده است كه همواره زير نفوذ حكومتها قرار مي گرفته و در همان زمان يهود هم دوران استقلال حكومتيش خيلي كم بوده است و معمولا تحت الحمايه قدرتهاي بزرگتر بوده است. عامل دوم هم كمي جمعيت یهود و اينكه اين يهوديان هرگز جنگجو نبوده اند، بوده است. شايد تنها جنگهايي كه در تاریخ یهود صورت گرفته است در زمان حضرت داوود بوده است و هرگز ايده جهانگيري در يهود آنچنان كه در مسيحيت و اسلام وجود داشته ديده نمي شده است . دكترين يهوديت هيچگاه اين نبوده است كه جهان يهودي شود . ممكن است بگوييم اين مساله مورد علاقه آنها بوده است اما كوچكترين تلاشي در اين باره نشده است. حتي در جايي ثبت نشده است كه ما مبلغ يهودي براي اقوام غير يهودي داشته باشيم . افرادي بودند كه يهودي شده اند اما همه آنها بر حسب اتفاقات خاصي بوده است نه تبليغ فرد يا افراد يهودي. اصلا تعلق يهود به اين سرزمین خاص و انگيزه نداشتن براي رفتن به جايي ديگر، باعث شد كه اين قوم و حكومت ضعيف نگه داشته شود. يهوديان صواب مذهبي خود را ماندن در سرزمین مقدس مي دانستند و اصلا از نظر ديني رفتن به جاي ديگر مطلوب نبود و همين عوامل باعث ضعف حكومت يهودي ميشد. بنابر اين؛ بررسي ارتباط دين و سياست در يهود تقريبا غير ممكن است چون از 2000 سال پيش تا حالا حكومتي نبوده است كه قابل بررسي باشد و بدتر از آن اين است كه در سنت يهودي به دلیل اینکه حكومتها حكومت غير يهودي بوده اند وحكومت يهودي وجود نداشته است، اصلا سياسي كاري تحريم شده است، و كسي كه دنبال سياست مي رفته ميگفتند حتما در اعتقاد ديني سست شده كه سراغ سياست رفته است.. و در مواردي از تاريخ يهود اگر حتي بزرگي از عالمان يهودي به نحوي با حكومت مرتبط مي شدند آنها را طرد مي كردند. اما در دوران معاصر كه اسرائيل به وجود آمده است دو نكته جدا از هم دارد. يكي اين كه يك آرزوي 2000 ساله بوده كه به تحقق پيوسته است و تقريبا ميتوان گفت هيچ يهودي در دنيا پيدا نمي شود كه بگويد من با بودن در اسرائيل يا داشتن حكومت مخالفم. پس با كل قضيه كسي مخالف نيست اما اينكه چه كساني آنجا را گرفته اند و به چه بهانه اي آن را گرفته اند به ديدگاههاي مدرنيسم بر مي گردد چون اصلا خيلي از يهوديها معتقد هستند كه ما يهوديان اينقدر ضعيف و گنهكاريم كه بايد اين بدبختي ها را بكشيم و خدا بايد مارا نجات دهد . و اگر هم آنجا مي رويم توفيقي است كه به ما داده شده ولي بايد برگرديم. اما برخي اين ساختار را شكستند و گفتند ما نه به ماشيح و نه به اعتقادات سنتي يهودي كاري نداريم ما به عنوان يك انسان ( انسان مدار شدند به جاي خدامدار بودن كه حاصل مدرنيته است) تلاش ميكنيم و اين سرزمین را مي گيريم . دولت فعلي اسرائيل دولت مذهبي نيست و حتي در خيلي موارد ضد مذهبي بوده است. البته در سالهاي اخير قدرت مذهبي در اسرائيل بيشتر شده است . البته جريانات مذهبي با حكومت به نحوی مخالفند مثلا تا جايي كه اطلاع داريم اسرائيل هنوز مثل كشورهاي ديگر قانون اساسي ندارد چون ميان كساني كه مي خواهند قانون بر اساس تورات نوشته شود و كساني كه مي خواهند مطابق سوئيس نوشته شود اختلاف وجود دارد. يا تا آنجايي كه به صورت غير رسمي اطلاع داريم دو نوع دادگاه در اسرائيل وجود دارد دادگاههاي مدني و دادگاههاي شرعي و هر دو هم به نحوي رسميت دارند و حاخام ها مردم را از رفتن به دادگههاي مدني بر حذر ميدارند و دولت هم مراجعه به دادگاهها ي مدني را توصيه مي كند .

شما در میان سخنانتان به دكترين یهودیت اشاره کردید. آیا می توان گفت دکترین یهودیت (به معنای عنصر اصلی یا راهبردی ترین عنصر) اعتقاد به منجی است؟ مي توان گفت در يهوديت، دكترين بر بازگشت و احياء هست و اين باز گشت و احياء در دوران ماشيح و با حضور او اتفاق مي افتد . و كلي تر از اين آنچنان كه ديدگاههاي عرفاني يهود مي گويند اين كه دكترين يهود باز گشت به آن فضاي قبل از دوره آدم هست وتمام اساس كار اين است كه دنيايي كه آدم آن را با گناه خود به هم ريخت دوباره به جاي اول برگردانيم و آنجوري شود كه خدا مي خواسته است. به قول استاد ملكيان تفاوت علم يا مدرنيته با دين سنتي يا همان سنت اين است كه در دين پيشرفت نيست و هميشه گذشته اي دارد كه انسان با برگشت به گذشته كامل تر مي شود و هر چه پيش مي رود انسان گناه كارتر مي شود و تنها اميد هست كه انسان را به جلو مي برد و اين اميد همان اميد به بازگشت به گذشته است. ولي در علم و مدرنيته قضیه بر عكس تبیین می شود. گذشته تاريك است و هرچه جلوتر مي رويم انسان پيشرفت مي كند و فربه تر مي شود. بنابر اين در شكل سنتي يهود، دكترين بر بازگشت به گذشته است و اين بازگشت سر راهش از اسرائيل و بيت المقدس و اعمال اوليه يهود مي گذرد و در نهايت همين ها انسان را به همان عدن اوليه بر مي گرداند.

منبع : خبرگزاری آینده روشن
www.bfnews.ir
گزارشگر : مهدی فردوسی مشهدی

لینک
چهارشنبه ٧ آذر ،۱۳۸٦ - فاطمه مهدوی

   طول دوران ماشیح   

درباره طول مدت دوران ماشیح نظریه های گوناگونی ارائه شده است:
* ربی عقیوا: چهل سال به اندازۀ سرگردانی اسرائیل در بیابان پس از خروج از مصر.

* ربی الیعزر فرزند ربی یوسه: یکصد سال.

* ربی برخیا از قول ربی دوسا: ششصد سال.

* ربی یهودا هناسی: چهارصدسال به اندازه مدت غربت مصر (سه نسل).

* ربی الیعزر فرزند هورقانوس: هزار سال.

* ربی اباهو: هفت هزار سال.

* العازار بن عزریا: هفتاد سال.

* ربی اویمی(avimi ) فرزند ربی اباهو: هفت هزار سال.

* راو یهودا از قول شموئل: باندازه مدتی که از آفرینش جهان تا کنون گذشته است.

* راو نعمان براسحق: به اندازه زمانی که از طوفان نوح تا کنون سپری شده است.

* الیاهو: عمر این دنیا شش هزار سال است؛ دو هزار سال اول آن دورۀ آشفتگی بود، دو هزار سال دوم، دوران حکومت تورات بود. دو هزار سال آخر بایستی دوران ماشیح باشد ولی به خاطر گناهان زیاد ما، سالهای بسیاری از دوران ماشیح بیهوده سپری شد (سهندرین، 97 الف).

* بسیاری از غیر یهودیان کوشش خواهند نمود تا به جامعۀ ایشان بپیوندند ولی چون محرک اصلی آن سهم بودن از سعادت اسرائیل است و نه گرویدن به دین موسی، آنها را نخواهند پذیرفت (عوودازارا، 3ب).

منبع: هفت اقلیم
لینک
چهارشنبه ٧ آذر ،۱۳۸٦ - فاطمه مهدوی

   جهان پس از ظهورموعود یهود3   

* برقراری صلح پایدار و بی زوال و شادمانی و خرسندی در سراسر جهان.

* کوران شفا می یابند و لنگان شفا خواهند یافت.

* بندگان همگی همدوش و متحد خواهند شد تا نام خدا را بخوانند و او را پرستش کنند.

* خوشبختی ملت اسرائیل: ظلم و جوری که از جهانیان تحمل کرده اند پایان خواهد یافت و به مقام عالی که خداوند برایش مقدر کرده است، خواهد رسید.

* ماشیح، جمع آوری و اتحاد اسباط اسرائیل را عملی خواهد کرد هر چند بعضی می گویند: «ده سبط اسرائیل سهمی از جهان آینده ندارند». (توسیفتا، سنهدرین، 13:12)

* برای جمع آوری پراکندگان اسرائیل باد از دو جهت جنوب و شمال می وزد. (اشعیاء، 6:43) .

* تجدید بنای شهر مقدس اورشلیم که زمان وقوعش قبل از گردآمدن مجدّد اسباط پراکنده اسرائیل است. (مزامیر، 17:102)

* برقراری مجدد معبد بیت همیقداش سوم که کارکرد آن با بنای اول و دوم معبد که برای قربانیهای کفارۀ گناهان بود، متفاوت است: «در جهان آینده، گذرانیدن همۀ قربانیها موقوف خواهد شد بجز تقدیم قربانی شکرانه که هرگز ترک نخواهد گشت» (پسیقتا، 79 الف)

* تنها مزیت دوران ماشیح، نجات اسرائیل از ستمگران است ولی برای رهایی از بدبختی های گوناگونی که آدمی گرفتار آن است، باید صبر کند تا زمانی که رخت از این جهان بربندد.

* بعضی دوران ماشیح را یک مرحله انتقالی میان دنیای کنونی و جهان آینده می دانند.

رجعت مردگان

* اعتقاد به ماشیح با ایمان به حقیقت رستاخیز مردگان همراه است، البته مردگانی که شایسته چنین پاداش و موهبتی باشند؛ از آنجا که دوران ماشیح چنین خوشی ها و چنین سعادت عظیمی را با خود خواهد آورد، حق این است که به نیکوکارانی که از جهان گذشته اند، اجازه داده شود تا در آن شرکت جسته و شریران و بدهکاران از آن محروم گردند.

* نزدیک ایام ماشیح، طاعون عظیمی به جهان خواهد آمد و شریران با آن نابود خواهند شد. (شیر هشیریم ربا، غزل غزلها، 30).
لینک
چهارشنبه ٧ آذر ،۱۳۸٦ - فاطمه مهدوی

   جهان پس از ظهورموعود یهود 2   

نیروی باروری طبیعت به میزانی شگفت انگیز و معجزه آسا فزونی خواهد یافت؛ به این نمونه ها توجه کنید:

* برای حمل یک حبّه انگور، گاری یا قایق لازم است و باید آن را در گوشه خانه گذاشت... (کتوبوت، 111ب)

* غلات در مدت یک ماه رشد می کنند و درختان ظرف دو ماه میوه می دهند. ربی یوسه می گوید: غلات ظرف پانزده روز به عمل می آیند و درختان در مدت یک ماه میوه خواهند داد. (یروشلمی تعنیت، 2 الف)

* در سرزمین اسرائیل، گرده هایی از عالیترین آرد و پارچه هایی از نفیس ترین پشم در زمین خواهد رویید.

* یک دانه گندم به اندازۀ دو قلوة یک گاو بزرگ خواهد بود. (کتوبوت، 111ب).

* در جهان آینده، زنان هر روز خواهند زایید و درختان هر روز میوه خواهند داد. (شبات، 30 ب).

ذات قدوس مبارک، ده چیز را در دوران ماشیح تازه خواهد کرد:

1. او خود جهان را به نور خویش روشن خواهد کرد، چنانکه مکتوب است: «بار دیگر آفتاب در روز نور تو نخواهد بود و ماه با درخشندگی برای تو نخواهد تابید زیرا که یهوه نور جاودانة تو و خدایت، زیبایی تو خواهد بود» (اشعیاء، 19:60)

2. از اورشلیم آب روان جاری خواهد ساخت و هر کسی را که بیماری داشته باشد، به واسطه آن شفا خواهد داد. (حزقیال، 9:47)

3. درختان را وادار می کند تا هر ماه میوه بیاورند و انسان از آن میوه ها می خورد و شفا می یابد و بر لب آن نهر در این طرف هر نوع درخت خوراکی خواهد رویید که برگ آن پژمرده نخواهد شد و میوه اش تمام نخواهد گشت...(حزقیال، 12:47)

4. تمام شهرهای ویران را از نو آباد خواهند کرد و در جهان ویرانه یافت نخواهد شد... (حزقیال، 55:16)

5. خداوند اورشلیم را با سنگهای یاقوت کبود از نو بنا خواهد کرد... (اشعیاء 11:45 و 12) و آن سنگها همچون خورشید نور خواهند داد و بت پرستان آمده و عزت و جلال اسرائیل را خواهند دید. (اشعیاء، 3:60)

6. صلح جاودان در سراسر طبیعت حکمفرما خواهد شد: «گرگ با بره سکونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر و گاو پروار با هم خواهند زیست و طفل کوچک آنها را خواهند راند و گاو با خرس خواهد چرید و بچه های آنها با هم خواهند خوابید و شیر مثل گاو کاه خواهد خورد و طفل شیرخواره بر سوراخ مار بازی خواهد کرد، و کودک از شیر بازداشته شده، دست خود را بر لانه افعی خواهد گذاشت» (اشعیاء، 6:11، 7، 8).

7. خداوند، تمامی حیوانات و خزندگان را فراخوانده و با آنها و با تمام اسرائیل عهد خواهد بست. (هوشع، 20:2)

8. گریه و شیون و زاری در جهان نخواهد بود. (اشعیاء، 19:65)

9. مرگ، دیگر در دنیا وجود نخواهد داشت. (اشعیاء، 8:25)

10. دیگر نه آه و ناله ای به گوش خواهد رسید و نه فریاد و فغانی، نه غم و اندوهی و نه حزن و ماتمی وجود خواهد داشت بلکه همه شادمان و خوشحال هستند: «و فدیه شدگان خداوند بازگشته و با ترنم صهیون خواهند آمد.» (اشعیاء، 10:35، و شموت ربا، 21:15)


لینک
چهارشنبه ٧ آذر ،۱۳۸٦ - فاطمه مهدوی

   جهان پس از ظهورموعود یهود 1   

موعود ونجات دهنده قوم یهود، به کلی باجهان قبل از ظهور تفاوت دارد. دنیایی است باقانون های نو_ بارنگی الهی جهانی که درآن، آسایش همگانی فراهم شده، نیروی بالندگی ونیک بختی جامعه به بالاترین رشد خود رسیده است. .
زنانش زاینده تر می شوند، درختانش پر میوه ورودهایش خروشان وزمین هایش پر محصول تر ازهمیشه می گردد. گندم هایش چندان درشت می شوند که به قلوه های گاو همانند خواهند بود وهر پانزده روز یکبار آماده درو می گردد. آنگاه زمین آرامشگاه ابدی انسان می گردد ودد ودام وجانور وحشی، همگی ازروی زمین رخت خواهند بر بست. آب ها دربیابان ها ونهرها در صحرا خواهد جوشید وسراب به برکه ومکان های خشک به چشمه های آب مبدل می گردد. درمسکنی که شغال ها می خوابند، علف وبور ویا نی خواهد روئیدودرآنجا شاهراهی وطریقی خواهد بود که نجسان ازآن عبور نخواهند کرد بلکه محل گذرپاکان خواهد بود. هرکه درآن راه سالک شود_ اگرچه هم جاهل باشد_ گمراه نخواهد گردید. شیری درآن نخواهد بود وحیوان درنده ای برآن نخواهد شد. بلکه ناجیان برآن سالک خواهند گشت. وزمین ایشان ازنقره وطلا پر شده وخزاین ایشان را انتهایی نیست وزمین ایشان از اسبان واربه های ایشان راپایانی نیست. چنان که درطول مندرجات منابع اوستایی، درباره سوشیانت ملاحظه گردید، پس ازظهور موعود یهود نیز جهان نورانی وروشن است واین روشنی، جلوه ای است از نور همیشگی اهورایی که برقوم برگزیده وپالوده خواهد تابید، دراین روزگاران، نور ماه و خورشید، بیشتر اززمانهای پیشین خواهد بود:ودر روزی که خداوند شکستگی قوم خودرا مشاهده نماید، زخم های ایشان را شفا خواهد داد وروشنایی ماه مثل روشنایی خورشید، هفت چندان ومثل روشنایی هفت روز خواهد بود. بیماران درمان خواهند شد وبا طلوع آفتاب عدالت، آبی ازاورشلیم جاری می شود، داروی دردهای شفا نیافته خواهد بود ومردگان رازنده خواهد کرد. نه تنها آب جاری شده ازاورشلیم شفا دهنده است، بلکه درختانی هم که ازآن آب سیراب می شوند، میوه هایشان درمان بخش وشفا دهنده خواهد بود وهر ماه میوه ای تازه خواهند داد هم میوه و هم برگهای درختان مزبور درمان تمامی دردهاست. با آنکه قیام وظهور نجات دهنده با جنگ ها وخونریزی ها همراه است، اما پس ازظهور، جنگ و خونریزی ازجهان رخت خواهد بست وقومی بر قوم دیگر تیغ نخواهد کشید.
« وامتی بر امتی شمشیر نخواهد کشید وبار دیگر جنگ را نخواهد آموخت.»و«درآن به جهت ایشان با حیوانات صحرا ومرغان هوا وحشرات زمین عهد خواهم بست وکمان وشمشیر وجنگ رااز زمین خواهم شکست وایشان را به امنیت خواهم خوابانید»و« با ازمیان رفتن جنگ، گریه وشیون نیز نابود خواهد شد وشادمانی وخرمی دل ها را تسخیر خواهد کرد .»
«مرگ برای همیشه نابود خواهد شد واشکی درماتم کسی ریخته نخواهد شد. خداوند یهوه، اشکها رااز چهره پاک خواهد نمود.»
بنا به بشارات ،پس ازاسارت، پس ازظهور موعود رهایی بخش یهود، دنیای مطلوب ودنیایی مه فاقد غم واندوه ونامردی است_ روی خواهد نمود لبخندها بجای غم ها خواهد نشست.
«وفدیه شدگان خداوند بازگشت نموده، باترنم به صیهون خواهند آمد وخوشی جاودانه بر سر ایشان خواهد بود وشادمانی وخوشی را خواهد یافت وغم ناله، فرار خواهد کرد»
آنچنان که پس ازظهور سوشیانت، زبان مردمان یکی خواهد شد واز دوردست با یکدیگر سخن خواهند گفت، پس از ظهور موعود یهود نیز«زبان ها گشوده وگویا چشم ها بینا_ پای ها دوان» خواهد بود.
« او به عقوبات الهی می آید وشما رانجات خواهد داد، آنگاه چشمان کوران باز خواهد شد وگوشهای کران مفتوح خواهد گردید. آنگاه لنگان مثل غزال جست وخیز خواهند نمود وزبان گنگ _ خواهد سرایید.» وبندگان یکدل ویک زبان سرود خدایان خواهند سر داد ومردم بازبان پاک وقلبی روشن وبی آلایش، خدا را خواهد ستود.آنگاه نجات دهنده با144 هزار تن ازیاران یکدل ویک زبان خویش بر زمین حکومت خواهند راند_ یارانی که به نور خدایی آراسته اندو هرگز زبان به دروغ نیالوده اند.
«جهان سرشار از آب میوه وبرکت است وآدمیان تنها خداوند را ستایش می کنند تاریکی برچیده_همیشه روز است وفرمانروایی، ازآن مردان وزنان توانایی است که حکومتشان جاوید است.» چنان که دربشارت های ایرانی، یکی ازنشانه های ظهور سوشیانت، خلاصی ضحاک ازبند هزار ساله وگمراه کردن مردم وبالاخره جنبش فریدونی واسارت دوباره وکشته شدن اژی دهاک(ضحاک) بدست فریدون است، درمکاشفات یهود نیز یکی از علائم الظهور جنگ فرشتگان بااهریمن(شیطان) وراندن وی ازبارگاه کبریایی وفرو افتادن او بر زمین .نابود گشتن وی است. این درماندگی ابلیس هزار سال بطول خواهد انجامید وپس از سر آمدن هزاره مذکور، ابلیس رها میشود. تا یاجوج و ماجوج را گمراه سازد وایشان رابر علیه موعود بشوراند. اما پس از انجام ماموریت، به دریاچه کبریت وآتش افکنده خواهد شد وتا ابد عذاب را تحمل خواهد کرد.
«... وچون هزار سال به انجام رسد، شیطان اززندان خلاصی خواهد یافت تا بیرون رود وامت هایی را که درچهار زاویه جهان اند، یعنی یاجوج وماجوج راگمراه کند وایشان را بجهت جنگ فراهم آورد، که عدد ایشان چون ریگ دریاست وبرعرصه جهان برآمده، لشگرگاه مقدسین وشهر محبوب را محاصره کردند. پس آتش ازجانب خدا ازآسمان فروریخته، ایشان رابلعید وابلیس که ایشان راگمراه می کند به دریاچه آتش انداخته شد که وحشی ونبی کاذب هستند وایشان تا ابد الاباد شبانه روز عذاب خواهند کشید.
لینک
چهارشنبه ٧ آذر ،۱۳۸٦ - فاطمه مهدوی

   زمینه سازی و شرایط ظهور   

*راو آشه از علمای متأخر تلمود می گوید: مقصود دانشمندان از ذکر تاریخهای مذکور برای ظهور ماشیح این بوده که تا آن تاریخ نباید منتظر آمدن ماشیح بود ولی از آن به بعد باید انتظار ظهور او را داشت؛ « همواره منتظر ظهور او باش، اگر چه (فرا رسیدن پایان ذلت) تأخیر نماید، معذلک در انتظار باش» (حبقوق، 3:2)

* در تلمود آمده است: «توبه کاری عظیم است. زیرا که نجات را نزدیک می کند (یوما، 86 ب)، زمان هایی که برای پایان ذلت معین شده بود، سپری گشت و ماشیح هنوز نیامده است، و ظهور او فقط بسته به توبه مردم و اعمال نیکی است که انجام دهند» (سنهدرین، 97 ب).

* اگر ملت اسرائیل فقط یک روز توبه کند یا یک (شبانه روز) شنبه را بطور صحیح و کامل نگه دارد، بی درنگ، ماشیح خواهد آمد (یروشلی تعنیت، 2 الف). اگر ملت اسرائیل دو شبانه روز شنبه را طبق قوانین آن نگه دارد، بلافاصله نجات خواهند یافت (شبات، 118 ب).

لینک
چهارشنبه ٧ آذر ،۱۳۸٦ - فاطمه مهدوی

   زمان ظهور ماشیح   

* کوشش برای محاسبه و یافتن تاریخ پایان ذلت قوم اسرائیل و ظهور ماشیح، از طرف اکثریت دانشمندان یهود، به شدت تقبیح شده است، چرا که در صورت عدم تحقق، یأس و حرمان را به دنبال خواهد داشت.
* نهی از توقیت آمدن ماشیح گاهی با لعن و نفرین همراه بوده است: لعنت بر کسانی باد که تاریخ پایان ذلت اسرائیل و ظهور ماشیح را محاسبه می کنند. زیرا ایشان چنین استدلال می نمایند که اگر تاریخ پایان ذلت فرا رسید و ماشیح نیامد، هرگز دیگر نخواهد آمد...». علیرغم این اخطارهای شدید، برخی زمان ظهور ماشیح را چنین برآورد کرده اند:

* در سال 4291 از آفرینش (531 میلادی) جهان ویران خواهد شد... و آن وقت ایام ماشیح پیش خواهد آمد.

* در سال 4231 آفرینش (471 میلادی)، ماشیح ظهور خواهد کرد.

* اسرائیل، در ماه تیشری نجات خواهد یافت.

* اسرائیل، در ماه نیسان (ازمصر) نجات یافت و در آینده نيز در ماه نیسان نجات می یابد.

* ایلیای نبی خطاب به یک عالم یهودی: دنیا دست کم هشتاد و پنج یوئيل (4250= 50 (مدت هر یوئيل به سال) × 85)دوام خواهد داشت و دریوئيل آخرین ماشیح خواهد آمد. آن عالم از ایلیا پرسید: آیا ماشیح در آغاز آن یوئيل ظهور خواهد کرد یا در پایان آن؟ ایلیا جواب داد: نمی دانم. این پیشگویی بین سالهای 440 تا 490 میلادی را دربرمی گیرد.
* در مقابل این نظریات که زمان مشخصی را برای آغاز دوران ماشیح در نظر گرفته شده است، نظریه دیگری هست که می گوید: زمان ظهور بنابر کردار مردم تغییر خواهد یافت: «من خداوند در وقت خودش آن را تسریع خواهد کرد. (اشعیاء، 22:60)

در سنهدرین، 198 الف، با توجه به آیه فوق آمده است: اگر امت اسرائیل استحقاق آن را داشته باشد، نجات ایشان را تسریع خواهم کرد و اگر استحقاق نداشته باشد، در وقت خودش آنها را نجات خواهم داد.
لینک
چهارشنبه ٧ آذر ،۱۳۸٦ - فاطمه مهدوی

   آخرالزمان یهودی 2   

* دردهای زایمان دورۀ ماشیح سخت و شدید خواهد بود.

* تاریکی و سیاهی شب، قبل از دمیدن سپیده فزونی می یابد.

* آشفتگی و فساد در جهان به حد اعلی خواهد رسید و سختی های زندگی، غیر قابل تحمل خواهند شد.

* جوانان به پیران بی احترامی کرده و آنها را خجالت خواهند داد و پیران در جلوی جوانان به پا خواهند ایستاد.

* روی مردم چون روی سگ خواهد بود (از بی حیایی).

* محل تحصیل و مطالعه به اماکن فساد مبدل شده، دانش دبیران فاسد خواهد گشت.

* فرزند داود (ماشیح)، فقط در دوره ای ظهور خواهد کرد که همه مردم آن یا معصوم باشند یا مجرم.

* دوران هفت ساله ای که ماشیح در آن ظهور می کند، چنین است:
سال اول؛ بی بارانی، سال دوم؛ قحطی، سال سوم؛ قحطی شدید و مردن مردان، زنان، کودکان، متقیان و فراموشی تورات، سال چهارم؛ سیری و وفور نعمت، سال پنجم؛ سیری و فراوانی عظیم، بازگشت تورات به سوی آموزندگانش، سال ششم؛ به گوش رسیدن صداهایی از آسمان، سال هفتم؛ در گرفتن جنگ و در پایان این دوران هفت ساله ماشیح می آید.

* هر وقت ببینی دولت ها با هم به نزاع سیاسی که منجر به جنگهای سخت می شود، می پردازند.

* داود در مزامیر پنج بار از خدا خواسته است تا برخیزد؛ چهار بار مربوط به چهار دولت یونانیان، بخت النصر، هامان صدراعظم خشایارشا، رومیان و پنجمی مربوط به دولت گوگ و ماگوگ (یأجوج و مأجوج) است که در آخر الزمان با قدرتی عظیم علیه اسرائیل به جنگ خواهد آمد.
لینک
چهارشنبه ٧ آذر ،۱۳۸٦ - فاطمه مهدوی

   آخرالزمان یهودی 1   

در كتاب تلمود در رسالهٔ آودا زراه۳ در صفحهٔ ۹A آمده است جهان ما تنها شش هزارسال عمر خواهد نمود:
... تنا دبی ایلییا هو۴ آموخت: جهان مقدر است شش‌هزار سال عمر كند. دو هزارسال اول «پوچ» است؛ دو هزار سال بعد عصر تورات است. [از ابراهیم تا كامل شدن میشنا، قسمت اول تلمود]؛ و دوهزار سال بعد [آخر] دورهٔ ماشیح است؛ یعنی عصر مسیحایی ممكن است در این دوره آغاز شود. به خاطر گناهان ما [یهودیان] بسیاری از [فرصت‌های آمدن ماشیح] سپری شده [و ماشیح هنوز نیامده است].
در آیین یهودیان پایان دنیا «آچاریت هیامیم»۵ (به معنی آخرالزمان) نام دارد كه طی آن هزاران حادثه برای واژگونی جهان كهنه و آغاز مرحلهٔ جدیدی كه در آن همهٔ انسان‌ها خداوند را ـ به عنوان كسی كه بر همه كس و همه چیز حكمرانی می‌كند ‌ـ می‌شناسند، رخ می‌دهد. یكی از حكیمان تلمود می‌گوید: «پایان دوران را برسان، اما اجازه بده من آن زمان را نبینم.» چون این دوره با كشمكش‌ها و رنج‌های فراوانی همراه خواهد بود.
تقویم یهودی (لاچ)۶ كاملاً براساس زمان فرض شدهٔ خلقت جهان در كتاب پیدایش تنظیم شده است. بسیاری (به‌طور برجسته محافظه‌كاران، یهودیان اصلاح‌طلب و بعضی مسیحیان) معتقدند عصر تورات نمادین است. برمبنای تعالیم یهودیان دیرین و یهودیان ارتودوكس عصر حاضر، این دسته‌بندی دقیق و واقعی است و همیشه استوار بوده و خواهد بود. تنظیم‌های د 02;یق با سال‌های كبیسه، به منظور در نظر گرفتن تفاوت میان تقویم قمری و تقویم شمسی به عمل آمده است؛ زیرا تقویم یهودیان براساس هر دو می‌باشد. بنابراین سال ۲۰۰۰ میلادی برابر است با سال ۵۷۶۰ تقویم یهودی، از زمان آفرینش جهان؛ براساس این محاسبات پایان جهان در سال ۲۲۴۰ روی خواهد داد.
برمبنای عقاید رایج یهودی، پایان جهان با حوادث زیر همراه است.
۱) تجمع یهودیان پراكنده و تبعید شده در اسرائیل؛
۲) شكست همهٔ دشمنان اسرائیل؛
۳) ساخت معبد سوم در اورشلیم (قدس) و از سرگیری آیین قربانی و امور معبد؛
۴) تجدید حیات مردگان یا جذبه؛
۵) و ظهور مسیحای یهودیان كه پادشاه اسرائیل خواهد بود. او یهودیان اسرائیل را به اسباط اولیه‌شان تقسیم خواهد كرد. در این زمان یأجوج پادشاه مأجوج به اسرائیل حمله می‌كند. یأجوج كیست و ملت مأجوج كدام ملت است هنوز مشخص نیست. مأجوج وارد جنگ بزرگی می‌شود كه در آن بسیاری از نیروهای هر دو طرف كشته می‌شوند و خداوند در آن مداخله نموده و یهودیان را نجات می‌دهد. این جنگ «آرماگدون» نام گرفته است. خداوند پس از اینكه این دشمن را برای همیشه نابود كرد، همهٔ نیروهای اهریمنی را از بین می‌برد. بعداز سال ۶۰۰۰ ، (هزارهٔ هفتم) عصر قدوسیت، آسودگی، زندگی روحانی و صلح فراگیر آغاز می‌شود كه «اُلام هابا»۷ نام دارد.
گروهی از یهودیان «هسیریك»۸ معتقدند «ماشیح» احتمالاً آمده و مأموریت خود را آغاز نموده است. شكست عراق توسط ارتش ایالات متحده در جنگ خلیج در سال ۱۹۹۱ و اینكه اسرائیل صدمات جدی در آن جنگ ندید، به عنوان نشانه‌ای از حضور ماشیح در سرزمین به شمار رفته است. این عقیده از سوی تمام گروه‌های دیگر یهودی كه هنوز منتظر «آخرالزمان» سنتی نوشته‌های انبیا و كتاب مقدس یهودیان می‌باشند مردود اعلام گردید

لینک
چهارشنبه ٧ آذر ،۱۳۸٦ - فاطمه مهدوی

   شرایط ظهور در دین یهود   

یكی از فلاسفه بزرگ یهودی می گوید: مگر می شود كسی گناه كند و او ظهور كند بلكه افراد باید شایسته ظهور ماشیح باشند. لذا همچنان كه بشر انتظار می كشد، خداوند هم منتظر است كه انسان ها توبه كنند و ماشیح هم منتظر است. این انتظار دو جانبه است و اینكه انسان ها باید زمینه ظهور را فراهم كنند، یك اصل ثابت در دین یهود است. بنابراین انسان ها باید با تعالیم و رهنمودهای انبیا و اولیای گذشته زمینه ساز ظهور او باشند.
یهودیان پس از نخستین ویرانی شهر قدس ، همواره در انتظار یک رهبر روحانی فاتح بودهاند که اقتدار وشکوه قوم خود را به عصر درخشان داود وسلیمان بر گردانند.نجات در دوران اسارت صورت رهایی از ظلم وتعدی وحزن وتیره بختی و عودت شکوه وجلال پیشین وو فتح اورشلیم را یافت.در تمام این دورانها معنای نجات معطوف به این جهان و رسیدن به ملک و سروری بوده است. وبا ظهور دین مسیح امید به آیندهای پر شکوه در پرتو نظم اجتماعی صورتی معنوی یافت و حضرت عیسی خود نمونه تفصیل روحانی تفکر مسیحاگری در دین یهود بوده است.

لینک
چهارشنبه ٧ آذر ،۱۳۸٦ - فاطمه مهدوی

   نویدهایی در مورد ظهور ماشیح   

در زبور حضرت داوود ـ علی نبینا و آله و علیه السلام ـ كه تحت عنوان " مزامیر " در كتاب عهد عتیق آمده است، نویدهایی در مورد ظهور ماشیح داده شده است. تا جایی كه می توان گفت ، در هر بخش زبور اشاره ای به ظهور آن حضرت و نویدی از پیروزی صالحان بر شریران، و تشكیل حكومت واحد جهانی و تبدیل ادیان و مذاهب مختلف به یك دین محكم و آیین مستقیم موجود است.
1 ـ " … زیرا شریران منقطع خواهند شد، و اما منتظران خداوند، ‌وارث زمین خواهند شد. هان بعد از اندك زمانی شریر نخواهد بود، در مكانش تأمل خواهی كرد و نخواهد بود. و اما حلیمان وارث زمین خواهند شد … زیرا كه بازوان شریر شكسته خواهد شد و اما صالحان را خداوند تأیید می كند،‌ خداوند روزهای كاملان را می داند و میراث آنها خواهد بود تا ابدالآباد‌. "

2 ـ " … قومها را به انصاف داوری خواهد كرد. آسمان شادی كند و زمین مسرور گردد … صحرا و هرچه در آن است به وجد آید. آنگاه تمام درختان جنگل ترنم خواهند نمود، به حضور خداوند، زیرا كه می آید. زیرا كه برای داوری جهان می آید. ربع مسكون را به انصاف داوری خواهد كرد و قومها را به امانت خود‌. "
و در تورات نیز این نویدها داده شده :

در سفر پیدایش چنین می خوانیم:
" نام تو ابراهیم خواهد بود … اما در خصوص اسماعیل تو را اجابت فرمودم ، اینك او را بركت داده بارور گردانم،‌ و او را بسیار كثیر گردانم، دوازده رئیس از وی پدید آیند و امتی عظیم از وی بوجود آورم … از ابراهیم امتی بزرگ و زورآور پدید خواهد آمد و جمع امتهای جهان از او بركت خواهند یافت. "

3 ـ " نهالی از تن ه " یسی " بیرون آمده، شاخه ای از ریشه هایش قد خواهد كشید و روح خدا بر او قرار خواهد گرفت … مسكینان را به عدالت داوری خواهد كرد و به جهت مظلومان، زمین را به راستی حكم خواهد نمود … گرگ با بره سكونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر پرواری با هم و طفل كوچك آنها را خواهد راند … و در تمامی كوه مقدس من، ضرر و فسادی نخواهند كرد. زیرا كه جهان از معرفت خداوند پر خواهد بود مثل آبهایی كه دریا را می پوشاند ."

" یسی " (در بعضی نسخ " یشی " آمده است) به معنی " قوی " نام پدر حضرت داوود ـ علی نبینا و آله و علیه السلام ـ است و چنانكه ذكر شد موعود ما حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ از طرف مادر به او می رسند .

4 ـ " … و بسیاری از آنانی كه در خاك زمین خوابیده اند، بیدار خواهند شد … و آنان كه بسیاری را به عدالت رهبری می نمایند مانند ستارگان خواهند بود تا ابدالآباد. اما تو ای دانیال كلام را مخفی دار و كتاب را تا آن زمان مهر كن … خوشا به حال آنان كه انتظار كشند‌. "

5 ـ " اگرچه تأخیر نماید، برایش منتظر باش، زیرا كه البته خواهد آمد و درنگ نخواهد كرد … بلكه جمیع امتها را در نزد خود جمع می كند و تمامی قومها را برای خویشتن فراهم می آورد‌ ."

6 ـ " … و در ایام آخر واقع خواهد شد … جمیع امتها به سوی او روان خواهند شد … او امتها را داوری خواهد نمود … امتی بر امتی شمشیر نخواهد كشید و بار دیگر جنگ را نخواهند افرو خت. "

7 ـ " … آنگاه انصاف در بیابان ساكن خواهد شد،‌ و عدالت در بوستان مقیم خواهد گردید، و عمل عدالت ، سلامتی و نتیجه عدالت ، آرامی و اطمینان خواهد بود تا ا ب دالآباد و قوم من در مسكن سلامتی و در مساكن مطمئن و در منزلهای آرامی ساكن خواهند شد. "

از بشارات تورات كه از آمدن مصلح جهانی خبرمی دهد:

در کتاب زبور داود این چنین آمده :شیر سران منقطع خواهد شد و اما منتظران خداوند وارث زمین خواهند شد.... بعد از اندك‌ مدتی‌ شریر نخواهد بود... صالحان‌ وارث‌ زمین‌ خواهند شد ملك‌زاده‌ از دریا به‌ دریا و از نهر تا دورترین‌ نقاط‌ زمین‌ سلطنت‌ خواهد نمود.

كتاب حَبَقُّوق‌ نبی‌(علیه السلام): اگر چه‌ تاخیر نماید، برایش‌ منتظر باش‌. زیرا كه‌ البته‌ خواهد آمد و درنگ‌ نخواهد نمود… بلكه‌ همه‌ امت‌ها را نزد خویش‌ جمع‌ می‌كند.
برای توضیح بیشتر می توان در " عهد عتیق " به كتابهای اشعیا نبی (فصل 1 و 45) ، ذكریا نبی (فصل 14) ، صفنیاء نبی (فصل 3) ، سلیمان نبی (فصل 2) ، حجی نبی (فصل 2) ، اول سموئیل (فصل 2) ، دوم سموئیل (ف ص ل 12 و 23) و حزقیال نبی (فصل 21) مراجعه نمود

لینک
چهارشنبه ٧ آذر ،۱۳۸٦ - فاطمه مهدوی

   نامهای ماشیح   

* آیاتی که اشاره به ماشیح دارد، حاوی نامهای گوناگونی برای اوست؛ شاگردان دانشمندان حتی کوشیده اند برای ماشیح نامهایی مشابه با اسم استاد خود از متن آیات کتاب مقدس بیابند:
شاگردان مکتب شیلا (Sheila) نام او را شیلو (Shiloh) می گویند؛ « تا که شیلو بیاید» (پیدایش، 10:49).
شاگردان مکتب ربی ینای (yannay) او را یینون (yinnon) به معنای دوام می نامند؛ « نام او تا ابد باقی خواهد ماند و اسم او پیش آفتاب دوام خواهد کرد» (مزامیر، 17:72).
شاگردان مکتب ربی حنینا (haninah) او را با استناد به آیه:«زیرا که بر شما ترحم (حنینا) نخواهد کرد» (ارمیا، 13:16)، حنینا می نامند.
برخی اسم او را منحم بن حیزقیا (manahem ben hizghyah ) می دانند و به آیۀ« زیرا تسلی دهنده (منحم) و تازه کنندۀ جانم از من دور شده است» (مراثی ارمیا، 16:1)، استناد می کنند.
برخی او را مبروص مکتب ربی یهودا هناسی می نامند و به آیۀ« مسلما او بیماریهای ما را تحمل کرده و دردهای ما را بر خود حمل نموده است. ولی ما او را بلا کشیده و ضرب خورده و رنج دیده از جانب خداوند محسوب نمودیم» (اشعیا، 4:53) ، استناد می نمایند. بلا کشیده به معنای مبروص است و ربی یهوداهناسی، 13 سال از بیماری برص رنج می برد و آن را نشانۀ رحمت الاهی می دانست (باوا مصیعا، 85 الف)، ماشیح، هم از طبقۀ رنجدیدگان که یهودا هناسی نمونه واضح آن است، خواهد بود.

نام های دیگر ماشيح
* صمح(tazemah)به معنای نهال (زکریا،12:6). جالب است بدانید شماره حروف هریک از«صمح» و «منحم» به حساب ابجد 138 می باشد که این نشان از تشابه این دو نام دارد.
* برنفله(bar naphle) به معنای فرزند افتاده با استناد به آیه« در آن روز خیمة داود را که افتاده است، بر پا خواهد نمود». (عاموس، 11:9).
* فرزند یوسف، عنوانی است برای شخصیتی که هم ردیف «فرزند داود» در یهودیت مطرح است و مقام برجسته ای دارد. (زکریا، 10:12 و سوکا، 52 الف و عودیا، باوابترا، 123 ب).
لینک
چهارشنبه ٧ آذر ،۱۳۸٦ - فاطمه مهدوی

   هویت ماشیح   

* دربارۀ هویت ماشیح یا ناجی آینده، عقاید مختلفی اظهار شده است.
* اعتقاد عموم بر آن است که ظهور ماشیح و فعالیت های او در راه بهبود وضع جهان و تأمین سعادت بشر، قسمتی از نقشۀ خداوند در آغاز آفرینش جهان بوده است: «پیش از آنکه عالم هستی به وجود آید، هفت چیز آفریده شد؛ تورات، توبه، باغ عدن (بهشت)، جهنم، اورنگ جلال الاهی، بیت همیقداش، نام ماشیح». (پساحیم، 54 الف)
* در یک میدراش مؤخّر چنین اظهار شده است: «از آغاز خلقت عالم، پادشاه ماشیح به دنیا آمد، زیرا (لزوم وجود او) حتی پیش از آنکه جهان آفریده شود، به ذهن (خداوند) خطور کرد» (پسیقتا رباتی، 152 ب).
* همه دانشمندان یهود دربارۀ یک نکته متفق الرأی هستند که ماشیح یک انسان است که از طرف خدا مأمور انجام وظیفۀ خاصی خواهد شد. تلمود، هیچگاه اشاره ای به یک ناجی یا موجود فوق انسانی درمورد ماشیح ندارد.
* در اینکه ماشیح داود است یا از نسل او اختلاف است: برخی او را با داود پادشاه یکی می دانند و با استناد به آیه «بعد از آن بنی اسرائیل برگشته و خداوند خدای خود و داود پادشاه خویش را خواهند طلبید» (هوشع، 5:3)، می گویند: این پادشاه، ماشیح است. اگر او جزو زندگان است اسمش داود است و اگر جزو مردگان است (که بعدا زنده خواهد شد)، نامش داود است. (یروشلمی، براخوت: 5 الف).
مخالفان نظر فوق با اشاره به آیه: «نجات عظیمی به پادشاه خود می دهد و به ماشیح خویش احسان می کند، یعنی به داود و به ذریت او تا به ابد» (مزامیر، 51:18)، می گویند: در این آیه نوشته نشده است به داود، بلکه آمده است: به داود و به ذریت او (ایخا ربا، 51:1). ماشیح از نسل پادشاه داود خواهد بود و در ادبیات دانشمندان یهود ملقب به «فرزند داود» است. این اعتقاد عموم یهودیان است.

لینک
چهارشنبه ٧ آذر ،۱۳۸٦ - فاطمه مهدوی

   اعتقاد به ماشیح از منظر جامعه شناسی   

* اعتقاد به ظهور ماشیح، بالطبع هنگام بدبختی های ملی شدت می یافته است. وقتی که ظلم و تعدی یک دولت فاتح که ملت اسرائیل را به زیر سلطۀ خود داشت، غیر قابل تحمل می شد، یهودیان از روی غریزه، به پیشگویی هایی که در کتاب مقدس دربارۀ ظهور ماشیح شده است، توجه می کردند تا در روزهای پر از رنج در برابر شدیدترین سختی ها تاب بیاورند و نگذارند یأس و حرمان بر آنها چیره شود.
یک ماشیح دروغین
* وسفوس مورخ مشهور یهود در تاریخ خود می گوید: در سالهای قبل از خرابی بیت همیقداش افرادی ادعا می کرده اند که همان نجات دهنده ای هستند که انبیاء ظهور او را از پیش خبر داده اند، مثل: برکوخواو (barkohva) که بعضی او را برکوزیوا (bar koziva) نامیده اند و رهبر شورش یهودیان علیه رومیان بود. ربی عقیوا هر گاه او را می دید،
می گفت: این همان پادشاه ماشیح است و به آیة: «ستاره ای (کوخاو) از یعقوب طلوع خواهد کرد» (اعداد، 17:24)، استناد کرده و آن را چنین تفسیر می نمود: کوزیوا از یعقوب طلوع خواهد کرد.
ربی یوحانان بن تورتا در اعتراض به او می گفت: عقیوا از گونه های تو (در قبر) علفها خواهند رویید و هنوز ماشیح فرزند داود نیامده است. (یروشلمی تعنیت، 6 دال).
لینک
چهارشنبه ٧ آذر ،۱۳۸٦ - فاطمه مهدوی

   تنها منکر ماشیح!   

* ربی هلیل (قرن 4)، تنها کسی که لحنی شکاک در این باره دارد، می گوید: «ملت اسرائیل دیگر ماشیحی که ظهور کند، نخواهد داشت زیرا که در زمان حیزقیا (سلطان یهودا) بهرۀ خود را از او برده اند». (سنهدرین، 98 ب).
* در ردّ ادعای فوق گفته اند: اگر قرار بود از پیشینیان کسی ماشیح باشد، داود سزاوارتر بود چرا که آن پادشاه اسرائیل آن همه سرود در وصف جلال خدا تصنیف کرد و خدا را مدح و ثنا نمود ولی حیزقیا با آن همه معجزات و آیات که برایش نمایان شد، حتی یک سرود هم به درگاه خداوند نخواند.
* ربان یوحان بن زکای، دانشمند برجستۀ قرن اول، در بستر مرگ چنین می گوید: یک کرسی برای حیزقیا پادشاه یهود که دارد می آید، آماده کنید. این جملة مرموز علاوه بر پیش گویی ظهور ماشیح، می رساند که حیز قیا هم ماشیح بوده است.
لینک
چهارشنبه ٧ آذر ،۱۳۸٦ - فاطمه مهدوی

   منجي در دين يهود 3   

در دین یهود در اصطلاح می گویند که اولین ماشیح یا موعود یهود، حضرت موسی بود که آمد و این قوم را نجات داد ؛ بعد از این وقتی بنی اسرائیل به رهبری حضرت موسی (ع) از مصر و قید فرعون آزاد شدند و به سرزمین مقدس بنی اسرائیل رفتند، در بیش از هزار سال اقامت در آن سرزمین، در زمان هایی که ظلم و جور به حد اعلی می رسد، طبق هدایت های انبیای یهود، این قوم معتقد بودند که منجی خواهد آمد و شمشیر ها و نیزه های را به گاو آهن و ابزار کشاورزی تبدیل خواهد کرد و جنگ و ظلم را از بین می برد. اولین پادشاهان یهود که به لفظ ماشیح مفتخر شدند، شانول، داود و سلیمان بودند که به معنای تحت الفظی کلمه ماشیح ، یعنی پادشاه مسح شده بنی اسرائیل نامیده شدند.
بعد از ویرانی معبد دوم بیت المقدس و پراکندگی یهدودیان در دو هزار سال پیش، این اعتقاد از حالت مقطعی خود به یک حالت آرمانی تبدیل شد؛ به این معنا که روزی آن منجی خواهد آمد و و مناسب و عادات یهودی را باز گردانده و جهان را که از ظلم و جور پر شده، به دوران مورد نظر انبیا یهود باز می گرداند! در مورد شخصیت ماشیح در تلموت و گفتار علما و حکمای یهود، زیاد بحث شده و عقیده کلی بر این است که ماشیح شخصی است عادی و انسانی است مانند سایر انسان ها در هر دوره ای به دنیا می آید. یعنی در هر دوره، فردی در جامعه وجود دارد که مستعد ایفای نقش ماشیح و منجی است؛ فردی است بسیار عالم که از معارف زمان خودش بهره مند است و تمام خصوصیات مورد نظر را داراست و اگر ان دوران شایستگی داشته باشد و خداوند هم مایل باشد، او این نقش را بر عهده می گیرد و گرنه در زمان خودش مانند دیگران در می گذرد و فرد دیگری که شرایط او در جمع است اماده ایفای این نقش خواهد بود. در طول تاریخ یهود بسیاری از علما یا صالحان بودند که حتی رهبری جامعه را به عهده گرفته اند و بعد از مرگ آن ها اکثریت مردم یا علما با تاسف می گفتند : اگر شرایط مهیا می شد این فرد حتما ماشیح ما می بود! اما این شرائط محقق نشد. البته کسانی هم بودند که از این اعتقاد سو استفاده کردند و به عنوان منجی های دروغی در تاریخ یهود ظهور کردند .
در مورد زمان ظهور نیز عقاید بسیاری بوده، عده ای در یهود محاسبه کرده و وعده دادند اما عدم تحقق ظهور موجب سرخوردگی و بحران در جامعه شد و بعد از آن، علمی یهود محاسبه زمان ظهور را منع کردند. اما آنچه از آیات انبیای یهود در کتاب مقدس بر می اید، ایه معروفی است که خداوند می فرماید:¬ زمان ظهور او را در زمان خودش تسریع خواهم کرد که جمله ای تناقض نماست که هم زمان دارد و هم خداوند آن را تسریع می کند؛ در تفسیر این ایه گفته اند : به هر حال خداوند زمان مشخصی را برای ظهور ماشیح در نظر دارد که قطعا خواهد آمد اما همچنان انسان ها دخیل هستند در این که اگر شرایط را زودتر محیا کنند خداوند ظهور منجی را تسریع می کند

لینک
چهارشنبه ٧ آذر ،۱۳۸٦ - فاطمه مهدوی

   منجي در دين يهود 2   

در عهد عقيق، كتاب مقدس يهوديان، اشارات مكرري به نجات‌بخش آخر زمان شده است: كسي خواهد آمد تا جهان مطلوبي را كه همه خواستار آنند و سودايش را در سر مي‌پرورانند، از نو بسازد؛ جهاني روشن و عاري از پليدي‌ها كه در آن آدمي به همه آرزوها و اميال پاك انساني برسد و كامياب شود. در زبور داوود كه تحت عنوان مزامير در عهد عتيق آمده، تقريباً در هر بخش از آن، اشاره به ظهور منجي و آخرالزمان، و نويد پيروزي صالحان بر شريران، و بالاخره تشكيل حكومت واحد جهاني و تبديل اديان و مذاهب گونان به ديني واحد و جهان‌شمول موجود است:
و او قوم تو را به عدالت داوري خواهد کرد و مساكين ترا به انصاف. آن گاه كوه‌ها براي قوم، سلامتي را بار خواهند آورد، وتل‌ها نيز در عدالت، مساكين قوم را دادرسي خواهد كرد، و فرزندان فقير را نجات خواهد داد، و ظالمان را زبون خواهد ساخت…، در زمان او، صالحان خواهند شكفت و وفور سلامتي خواهد بود، مادامي كه ماه نيست نگردد. و او حكمفرماني خواهد كرد از دريا تا دريا، و از نهر تا اقصاي جهان. به حضور وي، صحرانشينان گردن خواهند نهاد و دشمنان او خاك را خواهند ليسيد… جميع سلاطين او را تعظيم خواهند كرد و جميع امت‌ها را بندگي خواهند نمود… بر مسكين و فقير كرم خواهد فرمود، و جان‌هاي مساكين را نجات خواهد بخشيد… نام او تا ابدالاباد باقي خواهد ماند؛ اسم او پيش آفتاب دوام خواهد كرد؛ آدميان در او براي يكديگر بركت خواهند خواست، و جميع امت‌هاي زمين او را خوشحال خواهند خواند.
يهوديان معتقدند نجات دهنده آخرالزمان، مسيح (ماشيح) به معناي مسح شده خداوند است كه جهان مطلوب و درخشان آينده را مي‌سازد. اكثر انديشمندان يهود بر اين باورند كه ظهور مسيح و فعاليت او براي بهبود وضع جهان و برقراري صلح و آرامش ميان همه اقوام و تأمين خواست‌ها و نيازهاي بشري، بخشي از نقشه‌هاي خداوند در آغاز آفرينش بوده است. بر اساس همين عقيده، لزوم وجود نجات‌بخش كه كسي جز مسيح نيست، پيش از آفرينش كائنات به ذهن خداوند خطور كرده است.
به اعتقاد همه يهوديان، نجات‌دهنده (مسيح) انساني است همانند ديگران، اما برخوردار از جلوه و جبروت خدايي. او جهان را با نور خويش كه جلوه‌اي از نور خداست، روشن خواهد كرد. برخي ماشيح را همان داوود مي‌دانند (هوشع 5:3) برخي ديگر، او را از خانواده داوود مي‌شمارند. (مزامير 49:18-50) گروهي نيز مي‌گويند خداوند در پايان جهان، داوود ديگري را براي نجات مردم مي‌فرستد. (ارمياه، 9:30)
در اين زمينه، انديشمندان آراي متفاوتي اظهار كرده‌اند كه گاه، يكديگر را نقض مي‌كنند؛ اما آنچه روشن است اين است كه مسيح از خاندان داوود است كه در پايان جهان براي نوساختن جهان و نجات بشر ظهور خواهد كرد.
لینک
چهارشنبه ٧ آذر ،۱۳۸٦ - فاطمه مهدوی

   منجي در دين يهود 1   

اعتقاد به ظهور يك منجى بزرگ جهانى و اشتياق، به ظهور يك رهبر آسمانى در ميان يهود ، آن چنان اصيل و ريشه دار است كه در طول تاريخ اين ملّت، مدّعيان شگفتى را پديد آورده.
در تورات پس از شرح چگونگي تكوين جهان هستي، خلقت انسان و ذكر تاريخ پيامبران اوليه، ظهور منجي موعود به بشر نويد داده مي شود. انتظار، جوهره اصلي يهوديت در همه زمان ها به شمار مي رود در واقع يكي از پايه هاي اساسي و اصول مهم آيين يهود ایمان به ظهور منجی موعود می باشد .
طبق نظر عالمان دين يهود هر فرد يهودي كه به منجي موعود اعتقاد نداشته باشد يا چشم به راه آمدن او نباشد، منكر سخنان حضرت موسي و ديگر انبياي بني اسرائيل است.
این منجی كه ماشیح نام گرفته است, یك منجی انسانی است و از نسل داوود پیغمبر و از ممیزاتش روح مسیحایی و فیض از درجات نبوت است كه به واسطه آن فیض بر ظالمان زمان می شورد و عدل را در دنیا گسترش می دهد.
لینک
چهارشنبه ٧ آذر ،۱۳۸٦ - فاطمه مهدوی